Friday, February 10, 2006

I've been lost ...


گم شده ام.
در هزارتوی متناقض بایدها و نبایدها.
دیگران هم. همه پیرو، همه کور.
راهنمای خود شدم برای راه به راهنمایی بردن.
این راه بی راهیست خالی از آرامش ولی راهیست به آن.

در آن سو ایستاده.
کِی مرا در آغوش خواهد کشید؟

Wednesday, February 8, 2006

Intercession ...


پروردگارا!
شفاعت حسین را روزی که بر تو وارد می شوم، نصیبم گردان
و مرا نزد خود ثابت قدم بدار.
و به صدق و صفا با حسین و یارانش که جانشان را نزد او فدا کردند، هم نشین و هم صحبت بفرما

- انتهای زیارت عاشورا

Tuesday, February 7, 2006

Not Again ...


صد بار توبه کردم و ديگر نمی‌کنم
من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم

از غزلیات حافظ

Sunday, January 29, 2006

Now ...


پروردگارا! پس از آرامش، قدرت زیستن در حال به من عطا فرما، که حسرت نداشتنش و ترس از دست دادنش، مرا از آن دور خواهد کرد. پروردگارا! توان زیستن در حال به من ببخشای، که تنها زمانی است، که زمان نیست. از این رهایم کن، که مرا احتیاجی بدان نخواهد بود. پروردگارا! ... آمین

Thursday, January 26, 2006

Ice ...


A glass of water,
With Ice inside.
...
This is all I need,
A lot of Ice.

Wednesday, January 25, 2006

Island ...


من میدانم که زندگی زیباست
و خورشید را خداوند آفریده است
ولی وظیفه من شاید
تماشای خورشید نیست

من در جزیره خوشبختم

Friday, January 20, 2006

In Front Of Me ...


به عقب مینگرم
راهی که آمده ام
به بلندای بیست سال
سخت و آسان
زیباست ولی
وقت نگریستن به جلوست

به روبرو مینگرم
سرشار از فکر
مملو از حس

به کدامین چشم باید گریست
به کدامین لب باید خندید
به کدامین راه باید رفت

آماده شو
آمادگی باید
هدف نزدیک و راه طولانیست