Monday, December 26, 2005

Tears ...


انگشتانم جاری می‌شوند
بر مزرعه
خالی از ذهن
سرشار از حس
دگربار لبخند خواهم زد
در زیر باران
چون اشک آبیست
اشکی که فرو می‌افتد
به آسمان
و از آن گلی می‌روید
زیباتر از برگ درخت
و از من نخواهند ‌پرسید
که چرا آنشب
تو را نبوسیدم

- از بلاگ یک دوست

No comments:

Post a Comment